بابک بيات که پنجم آذر ماه در سن شصت سالگى درگذشت، ادامهى ساختن موسيقى فيلم پس از انقلاب را با «مرگ يزدگرد» بهرام بيضايى آغاز کرد. او همچنين براى دو فيلم ديگر بيضايى «مسافران» و «شايد وقتى ديگر» موسيقى ساخت. بابک بيات معتقد بود موسيقى فيلم شايد وقتى ديگر يکى از سه کار برتر سينمايى او هستند.

دويچهوله: آقاى بيضايى، اولين کار بابک بيات بعد از انقلاب ساختن موسيقى براى «مرگ يزدگرد» بود. اين همکارى چطور شکل گرفت؟
بهرام بيضايى: نمىدانم شما مىدانيد يا نه، من تئاتر اين کار را روى صحنه برده بودم و اين فيلم دو سه سال بعد ساخته شد. با آقاى بيات از طريق دوست مشترکمان شادروان ابراهيم زالزاده آشنا شدم. او با آقاى زالزاده آمده بود و آقاى زالزاده گفت که بابک علاقمند است که براى اين موسيقى بسازد. من گفتم اين کار موسيقى ندارد، براى اينکه ما در فيلم عين صحنهى تئاتر را داشتيم. يعنى سعى کرده بوديم فيلم، مستندى باشد از يک تئاترى که اجرا شده. و تئاتر موسيقى نداشت، غير از يک همآوايى که بازيگران مىکردند. بهرحال من استقبال کردم و بابک آمد و فيلم را يکى دوبار ديد. بزرگترين مشکل اين بود که من مىخواستم سازها خودشان را نشان ندهند. يعنى يک ساز امروزى در يک فيلمى که مال زمان يزدگرد است شنيده نشود، يا لااقل هويتاش مشخص نشود که اين چه سازىست. اين کار براى بابک که عادت به ساختن جور ديگرى از موسيقى داشت خيلى دشوار بود. بههرحال آخرسر برگشتيم به آوايى که بازيگران در صحنهى آخر تئاتر از خودشان درمىآوردند و ما براى فيلم هم همين آوا را از آنها گرفتيم؛ يعنى يک آواى انسانى. همين را مبنا قرار داديم و بابک تعدادى کار نوشت که خيلى خوب و زيبا بودند. البته ما همه را استفاده نکرديم، و در فيلم فقط از تعدادىشان استفاده شد.
صحنه های سیگار کشیدن بسياری در فیلم "شب خوش و موفق باشی" وجود دارد
فلیپ موریس آمریکا در درخواستش از استودیوهای هالیوود آورده: "لطفا سيگارهای ما را در فيلمتان نگنجانيد".
سخنگوی شرکت اعلام کرد که این راهکار در جلسه ای با حضور چهره های سرشناس صنعت دخانياتت اتخاذ شده است.
اما منتقدان می گویند بطور کلی اين شرکت همچنان از صحنه های سیگار کشیدن در فیلم ها بهره می برد زیرا محصولات مارلبرو در میان نوجوانان آمریکایی از محبوبیت بسیاری برخوردار است.

چيزی که نقاشی های جوليان بيور رو از بقيه متمايز می کنه، حالت سه بعدی اونهاست که وقتی از يه زاويه خاص بهشون نگاه بشه، بيننده احساس می کنه که نقاشی حجم داره.

او با استفاده از خطای چشم، در نقاشی هاش يه جور عمق ايجاد می کنه که از حالت دو بعدی نقاشی رو خارج می کنه. روش کارش هم اينه که در طی انجام نقاشی يه دوربين عکاسی رو با فاصله مشخصی روی سه پايه قرار ميده و مرتبا از درون لنز دوربين، نقاشی رو تحت نظر می گيره و اندازه گيری های طرح نهايی رو هم از طريق لنز دورينش انجام ميده.